معين الدين نطنزى

260

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

متعاقب شخصى را به درگاه آوردند . آن شخص چنان تقرير كرد كه : تا غايت خبر وصول شما انتشار نيافته بود ، نوكر ايدكو بيامد و از آن روز تا امروز لشكرهاى ما نيز جمع گرديد ، چنان كه سپاهى ياغى به دو مقدار شما باشد . توقتاميش مىخواست كه گذارهاى ياييق را بر شما بگيرد . چون شنيد كه از بيراه عبور مىكنيد متعرّض نگشت » . بعد از آن سلطان صاحب‌قران ياساق فرمود كه لشكرها دايرهء كرانات را به چپر و گاوسپر و خندق محكم كرده فرود آيند . ناگاه قراولان خبر رسانيدند كه سواد سه قشون از دور پيدا شد . آن روز جيبه‌اى بخش كردند و مردم را به اولكه و وعده‌هاى خوب مستظهر گردانيدند . بعد از آن سلطان صاحب‌قران به نفس خود به قراولگاه رفت . جمعى كه نارين قراول بودند شخصى را گرفته بياوردند . آن شخص تقرير كرد كه : شنوديم كه در لشكرگاه شما از بىقوتى بىقوّت شده‌اند ، و مىخواهد تا شما را پيشتر كشد و چنان كند كه خود به خود از هم فروريزيد . بعد از آن ياساق شد كه هيچ‌كس به شب آتش نيفروزد ، و بعد از نماز شام هيچ آفريده از كراآن بيرون نرود . و مبشّر را به طلب خبر تحقيق پيش فرستاد . گذار او بر بيشه‌اى افتاد . ناگاه آواز غلبه‌اى شنيد . نوكران خود را برجاى گذاشته به تفحّص پيشتر آمد . چون سواد آن قوم را كم از خود مشاهده كرد بر سر ايشان فرو راند و به يك دفعه چهل كس را دستگير [ كرده ] به حضرت آورد . ايشان تقرير كردند كه : بولجار معيّن لشكر در قرخكول بود ، به واسطهء آن بيامديم . موجب دير ماندن ايشان را معلوم نداريم . بعد از آن سلطان صاحب‌قران ، جلال بن حميد را با صاين تيمور و مولى و رغبنا ترخان « 1 » پيش فرستاد و قرار داد كه اگر دشمنى به ايشان باز خورد احتياط كنند تا كم از ايشان نباشد متعرّض نشوند و اگر بيشتر بود خود را به غول كشند . اتّفاقا غلبه‌اى مقابل ايشان شد . صاين تيمور پيش‌رفت و سخنى چند كه رسم قراولان باشد با ايشان گفت و شنود كرده مولى را به درگاه بازگردانيد . سلطان صاحب‌قران ؛ ايكو تيمور را با تومانى كه داشت كجيكه ايشان فرستاد . قضا را در راه دو و حل بزرگ بود . از هردو بگذشت و پاره‌اى پيشتر رفت . نارين قراولان سواد قراولان ياغى را بر سر بلندى ديده دلير پيش رفتند . قراولان ياغى بازگشتند . ايشان به جاى آن جماعت ايستاده نگاه كردند . ديدند كه قريب سى

--> ( 1 ) . ظفرنامه يزدى ( ج 1 ص 374 ) و روضة الصفا ( ج 6 ، ص 4767 ) : نديله ترخان